تبلیغات
بلوچكاره (قوم کوچ) - مینــــــــــــــــــــــاب را بهتر بشناسیم !
 
بلوچكاره (قوم کوچ)
سلام بر بلوچکاره های: جیرفت، بارز، رودبارزمین، کهنوج، منوجان، نودژ، رودان، رودخانه، میناب؛ سیریک، سندرک، بشاگرد، جاسک، بندرعباس
درباره وبلاگ


قوم بلوچكاره یكی از اقوام اصیل آریایی هستند كه تاریخی پراز فراز و نشیبی داشته ، در گذشته قوم بلوچكاره را قوم كوچ خطاب می كردند ، این قوم در جنوب كرمان ، شرق هرمزگان و غرب بلوچستان ساكن هستند . بنا به نوشته های حكیم فردوسی این قوم قبل از حكومت سلسله كیانیان در همین منطقه ساكن بودند و در تمام جنگ ها از ایران دفاع كردن و هرگز برای حكومت خون كسی را پایمال نكردند .
پس گُستهم اشکش تیز گوش / که با زور و دل بود و با مغز وهوش
یکی گرز دار از نژاد همای / به راهی که جُستیش بودی بپای
سپاهش ز گُردان کوچ و بلوچ / سگالیده جنگ و برآورده خوچ
کسی در جهان پشت ایشان ندید / برهنه یک انگشت ایشان ندید
درفشی برآورده پیکر پلنگ / همی از درفشش ببارید جنگ ...
نگه کرد کیخسرو از پشت پیل / بدید آن سپه را زده بر دو میل
پسند آمدش سخت و کرد آفرین / بدان بخت بیدار و فرّخ نگین

مدیر وبلاگ : امید باغانی بلوچكاره

میناب یکی از شهرهای استان هرمزگان در جنوب ایران است. این شهر در شرق استان هرمزگان قرار دارد.

 جمعیت:

جمعیت شهر میناب طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵،


برابر با ۵۶۰۰۹ نفر بوده‌است و از این نظر دومین شهر بزرگ و پرجمعیت در بین شهرهای استان هرمزگان است. 

......................................................................................................................................

مردم میناب:

جمعیت نژادی میناب متشکل از ترکیبی تقریبا در هم بافته از اقوام عرب حاشیه خلیج فارس، ایرانیان اصیل فارس زبان و نژاد، سیاهان آفریقایی که در گذشته به عنوان برده مورد استفاده قوم بسیار ثروتمند و قدرتمند هرموزی ( مینابی ) استفاده می شدند ( زنگباریان )، بلوچ های ناحیه بلوچستان ( همسایه شرقی ) و حالا تعداد زیادی از بشکردی های مهاجر ( که احتمالا از اقوام اصیل آریایی هستند )، منوجانی های مهاجر و کلا مهاجرین شمالی این شهر تشکیل می شود.

.....................................................................................................................................

زبان:

در شهر میناب لهجه بندری با کمی تغییر و کلمات متفاوت به کار میرود.

....................................................................................................................................

پیشینه تاریخی:

 

جلگه میناب بیش از ۱۰۰ هزار سال قدمت دارد بنیان شهر میناب را به زمان ساسانیان نسبت می‌دهند اما بعضی از اسناد تاریخی موجود نشان می‌دهد این شهرستان از قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال برخوردار می‌باشد که بدین منظور می‌توان به سفر نامه نئارخوس (نئارکوس)سردار اسکندر مقدونی مراجعه کرد این احتمال نیز هست که این شهر در زمان ساسانیان به آبادانی و رونق رسیده‌است.

از میناب با نامهای مینو، مینا، هرمز، هارموز، و توسط نئارخوس دریانورد مقدونی در سفر نامه اش با عنوان هارموز و یا آرموز نام برده شده‌است۰

شاید وجه تسمیه میناب، آب فرآوان و رودخانه پر آب با آب شیرین آن بوده‌است قدیمی ترین نامی که در کتب تاریخی و در زمان هخامنشی از میناب برده شده شهر اورگانا بوده‌است. میناب در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی در تقسیمات کشوری به شهر تبدیل شد ودر سال ۱۳۳۴ به شهرستان ارتقاء یافت.

......................................................................................................................................

دیدنی ها:

 

از مکان های دیدنی شهر میناب می توان به قلعه بی بی مینو، سد استقلال، پل میناب، بندر کوهستک، خور تیاب، خور آذینی ( حفاظت شده )، باغ های راونگ، بام میناب, قلعه های بجای مانده از دوره های تاریخی و افسانه ای قبل از میلاد و پنجشنبه بازار تاریخی و معروف میناب اشاره کرد.

.......................................................................................................................................

راههای ارتباطی:

 

شهر میناب به عنوان دومین شهر بزرگ استان هرمزگان، از طریق بزرگراه به بندرعباس و سپس به بندر خمیر متصل می‌باشد.همچنین، میناب به وسیله جاده‌های اصلی آسفالته به شهرهای دیگری همچون بندر جاسک، دهبارز(رودان) و کهنوج وصل شده‌است.

 

استپ آزادا

 

محل اجرای این بازی فضای باز میباشد بطوری که چند بازیکن گرد هم جمع آمده و از بین خود یکی را

انتخاب می کنند تا بقیه را دنبال نماید در این هنگام سایر بازیکنان شروع به دویدن میکنندو وقتی بازیکن

مهاجم قصد گرفتن آنها را داشته باشد میگویند:(استپ) در این هنگام طبق قانون بازی بازیکن مهاجم

نمی تواند آن را بگیرد و همین طور بازیکنی که استپ گفته نیز نمی تواند حرکت کند مگر اینکه بازیکنی

دیگر بیاید و با رساندن دست خود به بدن وی او را آزاد سازد

اگر بازیکن مهاجم بتواند همه ی بازیکن ها را بگیرد برنده میشود و نفر اولی که توسط او گرفته شده

در مرحله بعدی بازی را شروع میکند و بازی به همین شیوه ادامه پیدا میکندتا بازیکن ها خسته شده

و بازی را رها سازند و به منزل خود باز گردند

بازی خوبیه امتحان کنید

 

 

 

کلمبا ماهی شور

 

مواد لازم

گندم نیم کوب          ۵۰۰گرم

ماهی شور            ۴۰۰گرم

پیاز                       ۳عدد

زردچوبه                 ۱قاشق چای خوری

پودر فلفل قرمز        ۱قاشق چای خوری

روغن                    به مقدار لازم

ادویه                    ۱قاشق سوپ خوری

 

گندم را به مدت۵-۶ ساعت در آب بخیسانید.ماهی شور را جداگانه درآب بخیسانید.

۲-۳ بارآب آن را عوض کنیدتا شوری آن گرفته شود.ماهی را آب پز کنید تیغ آن را بگیرید

و گوشت آن را جدا کنید. گندم را با ۲ لیتر آب روی حرارت بگذارید کف آن را بگیرید مرتب

هم بزنیدتا گندم نرم شود سپس به آن گوشت ماهی اضافه کنید بگذارید تا این غذا

خوب جا بیفتد.

پیاز را خرد کرده در روغن تفت دهید تا سرخ شود سپس به آن زردچوبه ادویه و پودرفلفل

قرمز اضافه کنید و به مایه بالا اضافه کنید.این غذا باید مانند حلیم جا بیفتد و غلیظ شود.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

مهیاوه (ماهی ابه)

 

ماهی متو(خشک)                           ۵۰۰گرم

خندل(خردل)                                   ۵۰۰گرم

رازیانه                                             ۲۵۰گرم

پوست نارنج                                     ۴-۵ تکه

تخم گشنیز                                     ۲۵۰گرم

نمک                                              به مقدار لازم

سر ماهی متو را با دست از تنه آن جدا کنید و تنه ماهی را به مدت نیم ساعت در

آب بخیسانیدتا شن هایی که به ماهی چسبیده اند جدا شود سپس ماهی را بشویید

و در آبکش بریزید.

ماهی را در دبه پلاستیکی ریخته و نمک روی آن بپاشید سپس روی ماهی را آب جوش

بریزید(تا جایی آب اضافه کنید که کاملا روی ماهی را بپوشاند) با قاشق چوبی هم بزنید

تا نمک در آب حل شود.درب ظرف را با پارچه بپوشانید. دبه را به مدت ۲۰ روز در آفتاب

بگذارید و روزی ۲ بار با قاشق چوبی هم بزنید.

پس از ۲۰ روز ماهی را در ظرفی بریزید و با دست ماهی را بمالید تا ماهی ها له شوند

سپس از آبکش رد کنید(تفاله ماهی را بیرون بریزید) خردل را پس از تمیز کردن بشویید

و روی پارچه تمیزی پهن کنید و روی آن را کمی نمک بپاشید. رازیانه و تخم گشنیز را

جداگانه بشویید و روی پارچه تمیزی پهن کنید و نمک بپاشید. ادویه ها را پس خشک شدن

توی تابه ریخته و بو دهید سپس آن را بکوبید و با آب ماهی مخلوط کنید. مهیاوه را در دبه

ریخته و پوست نارنج خشک را به آن اضافه کنید. در ظرف را ببندید. مهیاوه پس از ۲ هفته

آماده می شود.

نکات لازم:

در صورت دلخواه می توان به مهیاوه زیره فلفل سیاه و کنجد هم اضافه کرد

« تعزیه برای اولین بار باورود حیدر آبادی ها ی هند به بندرعباس در این شهر معمول گشت . این گروه نخست تکیه ی میان شهر را به نام منبر حیدر آبادیها و به منظور برگزاری مراسم تعزیه انتخاب کردند و این تکیه اولین مکان نمایشی بندر عباس و تعزیه نخستین آیین نمایشی این منطقه است. » و شاید با تأسی از همین مجالس بوده است که محمد جعفر چیلک که در بندر عباس به امر قضاوت مشغول بوده است از قضایی حمایت کرده است .
بی شک قضایی بزرگترین و معروف ترین تعزیه سرای میناب است اما نمی توان گفت اولین تعزیه سرا در میناب نیز هست زیرا قبل از او شاعران دیگری نیز بودند که به این امر اشتغال داشتند از جمله ی آنها می توان از« ملا مسیحای مینابی» ، « ملا ثانی بحرانی» ، «ملا محب منو جانی» و...نام برد . چنان که خود قضایی در نقدی که بر شعر این شاعران نوشته این چنین می گوید: «... این قدر هم از اهل این جاها زیاد است اگر از اشعار ملامسیحای مینایی و ملاثانی بحرانی و ملامحب منوجانی مطالعه و ملاحظه نمایی ، اطلاع از شعریت اهل این جا وقوف به هم خواهی رسانیدن از آن جمله نوحه ای که ملاثانی گفته است این است که : 
«حسین من شهید است ، وحید است، برو کرببلا باد صبا را ». قاعده ی« را »نفهمیده است که در کجا گفته باشد و ...» و همچنین از منصف ، پدر قضایی می توان نام برد. بنابر این تعزیه سرایان قبل از قضایی از لحاظ فنون شعری در سطح پایین تری نسبت به قضایی بوده اند. اما قضایی با نبوغ خود توانست تعزیه را به اوج خود برساند
 
گویش مینابی

 

    متاسفانه طی چند دهه اخیر بعلت گسترش وسائل ارتباط جمعی(که اکثرا فارسی زبان ومبلغ فرهنک حکومت مرکزی هستند) و مهاجرت گسترده به استان وگسترش جمعیت غیربومی واز طرفی محدودیتها و نبود فضا و اهرمهای لازم برای تبلیغ و اشاعه فرهنگ بومی ،باعث گشته که حتی خود مردم بومی هم به فرهنگ  مرکز گرایش پیدا کنند و والدین با بچه هایشان ازکودکی به زبان فارسی ( ان هم لحجه تهرانی ) گپ بزنند  ، متاسفانه این گرایش در بین طبقات بالا وتحصیل کرده ( دیپلم به بالا) به شدت وحدت بیشتری به چشم می خورد ،  در بین نیمی از طبقه متوسط و اکثریت طبقه زحمتکش ( کارمند ،کارگر ، جاشو وماهیگیر)  گرایش گریز از فرهنگ بومی کمتر به چشم می خورد .در چنین شرایطی  هر حرکت هنری و فرهنگی  که بتواند معرف فرهنگ این دیار باشد  ،قابل تقدیر و تشویق می باشد .

جغرافیای تاریخ میناب :

تاریخ میناب با تاریخ شهر هرمز باستانی درآمیخته است. درحال حاضر خرابه های این شهر در نزدیکی شهر میناب قرار دارد ودر مواقع این شهر جای آن را گرفته است. در سال 326 قبل از میلاد اسکندر مقدونی  دریاسالار خود- نثارخوس (نئارک)  را از  طریق مصب سند رهسپار خلیج فارس کرد. وی پس از عبور از سواحل مکران به دهانه رودخانه (( آد میس )) در نزدیکی شهر هرمز رسید ومورد استقبال اهالی شهر قرار گرفت وچندین روز در این شهر اقامت کرد.عده ای از مورخان ، بنیانگذاری شهر هرمز کهنه را به اردشیر بابکان (پاپکان) ساسانی منسوب می دانند، درصورتی که چندین قرن قرن پیش از آن سپاه اسکندر در این شهر اقامت داشته است.

در حدود سال1000 میلادی یکی از شیوخ عمان به نام محمد برای تصرف خلیج فارس وسواحل آن هجوم آورد واز نارضایتی اهالی هرمز نسبت به حاکم وقت استفاده کرد وبندر هرمز را تصرف کرد. پس از او، پسر وی به نام سلیمان وسپس فرزندان او حکومت شهر هرمز را به دست گرفتند.

در سال 1300میلادی جمعی از سواران مغول (نوادگان امیر تیمور گورکانی) به این شهر حمله کردند وخرابی بسیار به بار آوردند.در نتیجه امیر هرمز همراه با مردم شهر، بندر هرمز را ترک کرده وبه جزیره هرمز کنونی مهاجرت نمودند وبدین ترتیب حکومت خشکی هرمز به جزیره جرون منتقل شد.درسال1804-1793 میلادی سلطان عمان سلطان ابن احمد  با حمایت انگلیسیها حاکمیت خود را در گواتر به ناصرخان  حاکم آن ناحیه- تحمیل  کرد ونفوذ خود را در سواحل مکران گسترش داد وبدین سان سواحل دریای عمان نیز به دست وی افتاد. وی در رویارویی با ایران احتیاط می کرد، اما سعی کرد تا اداره بندرعباس ومیناب را نیز به دست آورد. دراین ایام آقا محمد خان قاجار به دلیل درگیریهای داخلی فرصت نکرده بود تا قدرت خود را در جنوب کشور تحکیم نماید. بدین لحاظ جزایر قشم وهرمز تحت کنترل حکومت عمان قرار داشت. در سال 1852 با توافق دولت ایران وعمان عهدنامه ای تنظیم شد که طی آن ، اراضی سواحل وجزیره های ایران وشهر میناب مجددا به مالکیت ایران درآمد میناب امروزی که تاریخ آن با قدمت تاریخی هرمز قدیمی در آمیخته است شهری آباد وپر رونق است این شهر یکی از نواحی مستعد کشاورزی استان هرمزگان نیز هست ومحصولات جالیزی ، مرکبات وخرمای آن بسیار معروف می باشد

 

 

هرمزگان سرزمینی است جنوبی و آرمیده در کناره های خلیج فارس و دریای عمان ؛ در تاریخ حضوری دیرینه دارد با مردمی که همواره سنت های با ارزش خویش را پاس می دارند .

مراسم ویژه ماه محرم یکی از سنت های ارزنده است که از دیرباز همواره مورد توجه مردم هرمزگان بوده ، هرسال با شکوه فراوان برگزار می شود .

با نگاهی گذرا شما را با گوشه هایی از این مراسم باشکوه آشنا می سازیم .

1-     علم گردانی :

اکثر حسینیه های هرمزگان به ویژه در بندرعباس و میناب با آغاز ماه محرم به نام یکی از معصومین (ع) علم می بندند و آن را در محله ها همراه با دسته های سینه زن می گردانند . این گردش علم را پرسه می نامند .

تعدادی از علم های مشهور : علم حضرت ابالفضل (ع) – دو علمان – امام رضا (ع) – زین العابدین (ع) – امام حسن (ع)- علم رسول الله – علم صاحب الزمان

2-     پرسه تابوت :

از روز هفتم محرم بعضی از حسینیه ها تابوت را با پارچه های رنگین نذری و آیینه و گاه شمشیر تزئین می کنند و همراه با علم در محله ها می گردانند . حرکت تابوت بسیار دیدنی است . علاوه بر دسته سینه زن نوازندگانی با سرنا و دهل تابوت را همراهی می کنند .

3-     حجله گردانی :

حجله قاسم از نظر ظاهر شبیه به تابوت است با اندکی اختلاف در سقف آنها . اتاقکی چوبی با ابعادی حدوداً 2*1.5 متر که با آیینه های بزرگ ، قالیچه ، پارچه های رنگین و انواع وسایل تزئینی آراسته می شود .

مراسم حجله گردانی در شب نهم محرم برگزار می شود . روز عاشورا این حجله زیبا به خون حضرت قاسم آغشته می شود .

4-     سنگ زنی :

این مراسم همراه با علم گردانی است . دسته ی سینه زن دایره وار علم حضرت عباس (جریده) را درمیان می گیرد و همراه با نوحه خوانی به جای سینه زدن دو قطعه سنگ کوچک را همراه با چرخش موزون به هم می زنند . سنگ زنی امروزه فراموش شده گاهی در بعضی از حسینیه های هرمزگان اجرا می شود .

5-     مراسم ویژه علم پیغمبر در شهرستان میناب :

در روز پنجم محرم در میناب دو علم در دو حسینیه جداگانه همزمان بسته می شود . علم پیغمبر و علم صاحب الزمان . این دو علم بسیار مورد توجه مردم میناب است به گونه ای که عصر روز پنجم محرم اکثر مردم این شهر در این مراسم شرکت می کنند و برای علم ها گوسفند قربانی کرده نقل و گل و سکه و گلاب بر آنها می پاشند .

6-     مراسم ویژه عاشورا :

در تمامی شهرهای هرمزگان این روز با حرکت دسته های سینه زنی همراه با علم ، تابوت و حجله آغاز می شود . در بندرعباس و میناب روز عاشورا شکوه خاصی دارد . شبیه سازی اصلی ترین بخش این مراسم است .

شمر ، ساربان ، شیر ، کاروان اسرا ، نیزه داران خشن و ذوالجناح همراه با کبوتران خونین بال فضایی دردآلود می سازند . اوج این عزاداری با آتش زدن خیمه های اطفال به پایان می رسد .

7-     تعزیه :

از دوره قاجاریه به این سو همواره تعزیه در هرمزگان مورد توجه بوده خاستگاه اصلی آن نیز میناب است . مرحوم حسینعلی قضایی مرثیه سرای بزرگ جنوبی اکثر مجالس تعزیه را سروده یا تنظیم کرده است . مهمترین مراکز اجرایی تعزیه خوانی در استان : میناب ، بندرعباس ، فین ، رضوان ، گهره و جزیره هرمز است .

8-     سینه زنی :

در ده روز اول ماه محرم سینه زنی به دو صورت نشسته و ایستاده برگزار می شود . در سینه زنی نشسته مردان یا زنان  دایره وار نشسته همراه با نوحه خوان به سینه و گاه به زانوی خود زده بیتی از نوحه را گروهی پاسخ می دهند . در سینه زنی ایستاده مردان به شکل دایره می چرخند و درحالیکه با دست چپ کمربند یکدیگر را گرفته اند با دست راست بر سینه ی خود می کوبند . اوج این سینه زنی وقتی است که نوحه خوان ، واحد می خواند .

این نوع سینه زنی در بوشهر و خوزستان نیز دیده می شود .

9-     روضه خوانی :

در ماههای محرم و صفر ، روضه خوانهای محلی ( زنانه و مردانه ) مصائب اهل بیت را همراه با اشعار مرثیه سرایان بزرگ برای مردم بازگو می کنند . روضه خوانها ( معمولا زنان ) گاه در بیان موضوعی ، چون تعزیه از حرکت و اجرای نقش سود برده به گرمی مجلس می افزایند .

روضه خوانی از رایج ترین مراسم عزاداری هرمزگان در طول سال است .

10-حنابندان :

مراسم حنابندان حضرت قاسم اگرچه گوشه ای از مجلس تعزیه حضرت قاسم است اما گاه حنابندان جداگانه و در مجلس روضه خوانی شب نهم محرم اجرا می شود . اشعار سوزناک که به شکل همسرایی خوانده می شود همراه با سینی های حنا ، شیرینی و شمع مراسم را بسیار حزن انگیز می سازد .

11-شام غریبان :

در شب یازدهم ماه محرم مانند سایر نقاط کشور دسته های سینه زن درحالیکه شمع روشنی در دست دارند به راه می افتند و به عزاداری می پردازند .

12-آمدن بنی سعد :

در شب دوازدهم ماه محرم در میناب گروهی که خود را بنی اسد می نامند با بیل و کلنگ در حالیکه به سر و سینه می زنند در حسینیه ها می گردند و با ناله و زاری می گویند که برای دفن شهدا آمده اند . این مراسم امروزه کمرنگ شده و کمتر برگزار می گردد .

عزاداری حضرت سیدالشهدا در هرمزگان با گرامیداشت اربعین حسینی آرام آرام به پایان می رسد . اگرچه در طول سال و در مناسبت های مختلف همچنین شبهای دوشنبه و جمعه مراسم روضه خوانی همواره برپا می شود .

 پنجشنبه بازار میناب

میناب امروزی که تاریخ آن با قدمت تاریخی هرمز قدیمی درآمیخته است، شهری تاریخی با قدمتی طولانی است. این شهر یکی از نواحی مستعد کشاورزی استان هرمزگان نیز هست و محصولات جالیزی، مرکبات و خرمای آن بسیار معروف می‌باشد

پنجشنبه بازار میناب یکی از جاذبه های گردشگری این شهر تاریخی بوده است این بازار که از لحاظ مکانی در مرکز شهر میناب و نزدیک بازار اصلی این شهر قرار گرفته است محل داد و ستد و فروش محصولات مختلف کشاورزان ،باغداران و کسبه مینابی بوده است

 

        شهرت این بازار گردشگران و علاقه مندان بسیاری را به این محل کشانده است این بازار که روزهای پنجشنبه هر هفته رونق می گرفت نه تنها اهالی این شهر بلکه بلکه کسبه و خریدارانی از شهرهایی مانند جیرفت، کهنوج، منوجان، نودژ، رودان،رودخانه، بشاگرد، سندرک، سیرجان، سیریک، جاسک، بندرعباس و داراب را پذیرا می باشد حضور مردم در این مکان فراتر از یک فعالیت اقتصادی بوده است در کنار دادوستدهای رایج فرصت دیدوبازدید بیشتر و حتی وصلت و...در این بازار صورت می گرفته است

پس از یک هفته انتظار،فروشندگان محصولات خود را جهت فروش به پنجشنبه بازار عرضه می کردند این محصولات که بیشتر شامل کوزه، کوار، گراشى، ظروف سفالى، بادبزن، انواع حصیر، سبد، دم کش و ده ها نوع صنایع دستى دیگر بوده است که حاصل تلاش کشاورزان،صنعتگران و کسبه اطراف می باشد و البته در این میان صنایع دستی جایگاه ویژه ای داشته است این محصولات که اغلب از مرغوبیت خاصی برخوردار بوده است وانواع آنها به بیش از 160قلم می رسد بیشتر حاصل دست زنان هنرمند منطقه است

 

پنجشنبه بازار میناب گذشته پررونقی را پشت سر گذاشته است روزهایی که هجوم جمعیت به این بازار به اوج خود می رسید صدای همهمه مردم و کسبه در هم می آمیخت صنعت گران مینابی در گوشه ای از بازار مشغول ساخت محصولات خود در انظار عمومی بودند و این بازار در واقع یک نمایشگاه گسترده از توانایی های مردم این منطقه بوده است. کوزه ای سفالی مانند جهله از جمله صنایعی بوده است که با دستان هنرمند ان روستای شهوار میناب شکل می گرفت و البته مشتریان فراوانی داشته است . مورخان سابقه این صنعت را به ده هزار سال پیش یعنی دوره باستان می دانند به جز میناب در منطقه کلپورگان بلوچستان نیز کار می شود

امروز از گذشته با رونق پنجشنبه بازار میناب خبری نیست در اثر ساخت وسازهای عریض وطویل وبی قاعده این مکان فرهنگی-تاریخی هرروز کوچکتر از گذشته می شود فروشندگان پنجشنبه بازار توسط شهرداری هر روز به گوشه ای رانده می شوند این روزها عده ای از فروشندگان توسط شهرداری در حاشیه رودخانه میناب مستقر شده اند و عده ای دیگر بر حسب همان عادت دیرینه دراین مکان تاریخی که اصلا دیگر رونق گذشته را ندارد حاضر می شوند

 

 

شناخت زبان هرمزگانی

زبان هرمزگانی یکی از بکرترین شاخه‌های زبان پارسیک رایج در ایران است، اما متاسفانه نه زبانشناسان ما، این زبان را به درستی می‌شناسند و نه گویشوران آن. حتی محققین محلی نیز فکر می‌کنند که این یک لهجه و یک گویش خودرو و بی‌ارزش است، در حالیکه این زبان، نه فقط بر اساس دستور اصیل زبان پارسیک استوار است، بلکه گنجینه‌ای از واژه‌های گمشده‌ی زبان فارسی را در خود دارد.

یکی از ویژگیهای این زبان اینست که در کل لغات بنیادین آن، حد اکثر ـ بیش از ده غلط وجود ندارد و این، خیلی عجیب است ـ زیرا حتی همین زبان فارسی و انگلیسی، که دانشمندان و زبانشناسان بسیاری رویش کار می‌کنند و دائما مشغول به اصلاح آن هستند، در هر ده کلمه، پنج ‌کلمه غلط دارد!... 

البته اهالی هرمزگان نباید از این بابت بخودشان ببالند، زیرا این زبان را ایشان نساخته‌اند؛ این زبان در یک دورانی، در نیمه غربی ایران کاملا رایج بوده است ـ بقیه خیلی تغییر کرده‌اند ـ اما این یکی، تقریبا دست نخورده باقی مانده است.

توضیح یکم: زبان هرمزگان و لارستان، دقیقاً از یک ریشه و یک منشأ هستند اما بظاهر بسیار با یکدیگر متفاوتند (یعنی به تدریج متفاوت شده‌اند) بطوری که تقریباً هیچ هرمزگانی باور نمی‌کند که زبان هرمزگانی، همان لارستانی‌ست؛ و همینطور، تقریباً هیچ لارستانی هم قبول نمی‌کند که زبانش با هرمزگانی، از یک منشأ است. البته ظاهراً همینطور است، یعنی تفاوت زبان لارستانی و هرمزگانی به حدی است که این دو طایفه، زبان همدیگر را نمی‌فهمند مگر آنکه (به نحوی) مدتی با هم در رابطه بوده باشند.
آنچه بین دو زبان لارستانی و هرمزگانی تا این حد تفرقه انداخته است، تا حد زیادی به فرهنگ و تفکر این دو قوم بر می‌گردد اما در نگاه اول، سه عامل مهم در این امر دخیل بوده که هر سه عامل، منحصر به فرهنگ مردم ناحیهٌ لارستان است:
یکی اینکه مردم لارستان (به تدریج) کلمات و عبارات را تا حد زیادی خلاصه کرده‌اند ـ مثال:
[تَ ز بَر آئوردِم ta.z.bar.ā.ord.em ] یعنی [تو از برای من آوردی].
عامل دوم این است که مردم لارستان، بیش از آنکه کلمات و عبارات را در معنای کلاسیک بکار ببرند، آنها در اشکال استعاره، یا مبالغه و یا اصطلاح بکار می‌گیرند ـ مثال:
[مَ بَرخِشه که مَ ئو ma.barxeša.ke.ma.ou ] [(مَ = من) + (برخِشه = چیزی را نیمی در بغل و نیمی بر زمین کشان کشان جابجا کردن) + (مَ ئو = آوردم)].
عبارتِ فوق می‌تواند یک معنای ساده داشته باشد، مثل: [ آوردم] ـ و یا می‌تواند معنای جامع‌تری داشته باشد، مثل [او (آن) را آوردم] ـ باز می‌تواند بیان یک واقعه باشد، مثل: [او (آن) را کشان کشان (با زحمت زیاد) آوردم] ـ و همچنین می‌تواند بیان یک مناقشه باشد، مثل: [او را به زور (یا با قدرت بدنی) آوردم].
پس درک معنای عبارت فوق، بستگی با حالت گوینده و شنونده و روابط بین آن دو دارد. ضمناً بستگی به این هم دارد که متکلمین آن، از کدام قشر جامعهٌ لارستان باشند زیرا در لارستان و بخصوص در شهر لار و اطراف آن ـ و مخصوصا در میان اقشار مختلف یک شهر (در ناحیهٔ لارستان)، مفهوم عبارات و اصطلاحات، یکسان نیستند.
غیر از آنچه گفته شد، در گفتار لارستانی، نوعی طنز پنهان وجود دارد که زبانشان را برای خودشان شیرین‌تر، جذاب‌تر، نرم‌تر و همینطور قاطع‌تر می‌کند اما این خصیصه بطور ناخودآگاه صورت می‌گیرد لذا درک آن حتی برای اهالی لارستان هم ناشناخته است تا چه رسد به غیر. 
در مبحث زبان لارستان، در مورد این خصوصیات، بقدر کافی توضیح داده‌ایم. 

توضیح دوم: بسیاری افراد، بخصوص کسانی که در زبانشناسی تخصص دارند بر ما خرده گرفته‌اند که چرا لهجه‌های بومی را (زبان) نامیده‌ایم.
ما بارها و بارها دلائل خود را گفته‌ایم و باز هم عرض می‌کنیم که: (لهجه یا گویش) هنگامی به زبانی اطلاق می‌شود که در مقایسه با زبان مقابل، جز در در نوع تلفظ، فرقی نباشد ـ مثلا زبانهایی مثل کرمانی و یزدی و اصفهانی، در مقایسه با زبان فارسی رسمی، یک لهجه محسوب می‌شوند، اما در مقایسه با زبان عربی یا انگلیسی، یک زبان بحساب می‌آیند ـ یعنی استقلال یک زبان، بسته به دستور آن زبان است نه نوع تلفظ کلمات

صنایع دستی سفالی میناب

بطور کلی صنایع دستی در شهرستان میناب را به سه گروه می توان تقسیم نمود: 1- صنایع دستی سفالی 2،- صنایع نخیلاتی و 3- پوشاک سنتی ؛که باز هم می توان آنها را به دو دسته صنایع رایج و فعال و صنایع فراموش شده طبقه بندی نمود. صنایع فعال آن صنایعی هستند که در حال حاضر از رونق و رواج کامل برخوردارند و همچنان به صورت گسترده انجام می شوند و دسته ی دوم آنچنانکه از عنوان مطلب آشکار است صنایعی می باشند که در گذشته رایج بوده اند ولی هم اکنون بکلی فراموش و یا اینکه در مقیاس بسیار محدود و جزئی انجام می شوند. یکی از ویژگی های بارز میناب وجود انواع و اقسام صنایع دستی می باشد که قدمتی چند هزار ساله دارند و قبل از عصر فلز و ماشین در شهر میناب رواج داشته. سازندگان آن صنایع دستی طی یک هفته وسایل ساخته شده خود را از روستاهای دور و نزدیک جهت معاملات پایاپای یا خرید و فروش به مرکز شهر می آوردند و در پنج شنبه بازار آن که شهرتی جهانی داشته به معرض فروش می رسانده ا ند.

میناب از جمله شهرهایی است که در مورد صنایع دستی دارای امکانات بالقوه فراوانی است و در گذشته قدمت بالایی نیز داشته است و باعث تاسف است که خیلی از این رشته ها از بین رفته اند ویا در حال نابود ی اند ؛ در حالی که نیروهای انسانی فراوانی در این روستاها  بدون شغل هستند و با توجه به اینکه صنایع دستی در مناطق روستایی این شهر قابل توسعه بوده می توان با رساندن خدمات فنی به آن تعداد رشته هایی را که کمبود مواد اولیه در آنها وجود ندارد  را احیا و پس از هدایت در جهت همگانی شدن مصرف محصولات  کوشید.

پرواضح است در صورت افزایش تقاضا ، تولیدات صنایع دستی حتی صنایعی که روبرو با نابودی بود ه اند نیز افزایش خواهد یافت؛ واین امر میسر نمی شود مگر با تبلیغات گسترده برای مصرف صنایع دستی بومی .

شک نیست هر شهری که صنایع دستی بیشتری داشته باشد نسبت به دیگر شهرها متمدن تر  و پر پیشینه تر  و با فرهنگ تر است و یکی از ویژگی های میناب متمدن وجود  انواع صنایع دستی است که حتی قبل از عصر فلز در این شهر پر جنب و جوش و پر افتخار رواج داشته است . حصیر بافی از رایج ترین و معمول ترین صنایع دستی و تولیدات سنتی شهرستان میناب است ، وجود نخلستان ها و درختان فراوان خرما این فرصت را برای مردم میناب فراهم آورده تا با شاخ و برگ آن  درختان به تولید و بافت گونه های مختلف حصیر بپردازند ، حصیر ها بر حسب نیاز مواد استفاده  به گونه های مختلفی  بافته می شوند ، بافت زبر و خشن و زمخت با تار و پود درشت و زخیم برای برپا ساختن کپر  و بافت ظریف برای فرش نمودن و تزئین داخل کومه است.حصیر بافان میناب بیشتر در مناطق :  بشاگرد ، بهمنی ،نصیرائی، محمودی ، چلو و دیگر روستاهای اطراف سکنی گزید ه اند و شیوه کار بدین ترتیب است که ابتدا شاخه های جوان و زائد درخت خرما را هرس می نمایند و پس از تبدیل نمودن  به نوارهای باریک مدتی آن ها را در معرض نورآفتاب قرار می دهند تا خشک و زرد رنگ گردند ؛ آنگاه رشته ها را در آب می خیسانند تا خوب نرم و انعطاف پذیر شوند ، محصولی که به دست می آید د ر واقع مواد اولیه  و اصلی تولید و ساخت و با فت ا نواع فر آورد ه های حصیری را تشکیل می دهد و متناسب با محصولی که قصد ساخت  و تولید آن را دارند ، از انواع خاصی از آنها استفاده می نمایند .

سفالگری نیز در روستاهای شهوار ، گوربند و حکمی میناب سابقه ی کهن دارد ، کوره های زمینی و چرخ سفالگری دستی که شکل و فرم آن به دوران کهن برمی گردد خود گواه این مدعاست.سفالگران روستای شهوار هنوز به شیوه ای که از نیاکانشان آموخته اند به حرفه ی سفالگری مشغولند این حرفه در این منطقه دارای پیشینه ای بس کهن می باشد ، شکل و فرم چرخ های سفالگری ساده دستی، کوره های زمینی ، ابزارهای ابتدائی و نیز نحوه ی ساخت سفالینه ها چهره ی زندگی  مینابیان دنیای باستان را در ذهن ا نسان تداعی می کند.

اما  روستائیان میناب در مورد صنایع دستی از نوع البسه و پوشاک نیز فعال بود ه اند که در این راستا می توان به روستای کلیبی اشاره نمود که مرکز ساخت چادر شب (کیس) بوده و روستا های جوزان و سرریگان نیز که محل تولید لنگ و گروگ نیز خود یکی از مراکز مهم پارچه بافی این منطقه در دوران گذشته بوده است که علاوه بر رفع نیاز های محلی  از کشورهای حوزه ی خلیج فارس و حتی هندوستان نیز سفارش دریافت می کرده است.و ده سیکوئی ( از بخش بیابان ) نیز یکی از روستاهایی است که به ساخت روبند ( برقع)  شهرت داشته و برقه های مخصوص می ساخته اند.

سخن کوتاه اینکه صنایع دستی از نوع البسه ی میناب شامل: قالیبافی، گلیم بافی، گفه بافی، سفالگری، حصیربافی، گلابتون دوزی، سوزن دوزی، خوس دوزی، زری بافی، چادر شب بافی، جاجیم بافی، مبلمان سازی، خرسک بافی، سنگ تراشی، خیمه بافی، صنایع دستی دریایی و انواع بافته های دارای کوچک نظیر توبره، کشکدان، نمکدان و خورجین است. این صنایع دستی عمدتاً فصلی بوده و نود درصد تولید کنندگان را زنان تشکیل می دهند





نوع مطلب : معرفی، مرکز و شرق هرمزگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جیمی نت