تبلیغات
بلوچكاره (قوم کوچ) - طایفه گله گیر
 
بلوچكاره (قوم کوچ)
سلام بر بلوچکاره های: جیرفت، بارز، رودبارزمین، کهنوج، منوجان، نودژ، رودان، رودخانه، میناب؛ سیریک، سندرک، بشاگرد، جاسک، بندرعباس
درباره وبلاگ


قوم بلوچكاره یكی از اقوام اصیل آریایی هستند كه تاریخی پراز فراز و نشیبی داشته ، در گذشته قوم بلوچكاره را قوم كوچ خطاب می كردند ، این قوم در جنوب كرمان ، شرق هرمزگان و غرب بلوچستان ساكن هستند . بنا به نوشته های حكیم فردوسی این قوم قبل از حكومت سلسله كیانیان در همین منطقه ساكن بودند و در تمام جنگ ها از ایران دفاع كردن و هرگز برای حكومت خون كسی را پایمال نكردند .
پس گُستهم اشکش تیز گوش / که با زور و دل بود و با مغز وهوش
یکی گرز دار از نژاد همای / به راهی که جُستیش بودی بپای
سپاهش ز گُردان کوچ و بلوچ / سگالیده جنگ و برآورده خوچ
کسی در جهان پشت ایشان ندید / برهنه یک انگشت ایشان ندید
درفشی برآورده پیکر پلنگ / همی از درفشش ببارید جنگ ...
نگه کرد کیخسرو از پشت پیل / بدید آن سپه را زده بر دو میل
پسند آمدش سخت و کرد آفرین / بدان بخت بیدار و فرّخ نگین

مدیر وبلاگ : امید باغانی بلوچكاره
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : شیردل سالاری

طایفه گله گیر


نویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

به تازگی وبلاگی در مورد طوایف گله گیر از طوایف پر قدمت و نام آشنای دیلم و لیراوی راه اتدازی شده است. راجع به شیخ محمود گله گیر در دوره شاه عباس صفوی - حدود سال 10055 هجری قمری -  که در شرف نامه ی بدلیسی از آن نام برده شده اشاره کرده ام . شاید آن شخص کرد با طایفه ساکن در کناره ی خلیج فارس ارتباطی نداشته باشد ولی وبلاگ تبار در نوع خود کاری بسیار ارزنده ، مفید و معتبر می باشد. با هم مطلب زیر را که از آن وبلاگ گرفته ام مطالعه می کنیم خوشحال می شوم نظرات تکمیلی خود را بر آن بیفزایید:

اجداد فامیل های گله گیر دیلم سه برادر بودند‍‍‍ ، به نام های : ملاعبدالعلی ، ملا عبدالمحمد و ملا عبدالنبی ، اهل محلی به نام شامون گشت ( مدفن امامزاده عبداله ، فرزند امام كاظم (ع) ) در سرحد سردسیر بهمئی ، كهگیلویه و بویراحمد بودند . وجه التسمیه گله گیر اینست كه كالا یا چیز خوبی را جدا كردن یا از میان جمعیتی یك یا چند نفر شایسته و برتر را  انتخاب كردن به لهجه ی لری گله گیر می گویند ( یعنی منتخب یا انتخاب شده ) .

در سال 1137 هجری شمسی [قمری] در زمان شاه صفی صفوی معروف به شاه طهماسب دوم قشونی به فرماندهی  نادر قلی ( نادر خان افشار ) كه از سرداران بزرگ آن زمان بود برای دفع سپاه عثمانی ( تركیه كنونی ) كه غرب كشور و حتی اهواز، دزفول ، مسجدسلیمان و قسمتی از بویراحمد را متصرف و قلاع و استحكاماتی ایجاد و مستقر بودند مامور گردیده بود .

قشون عثمانی در آن منطقه حدود بیست هزار نفر بود ولی نیروهای نادر فقط دوهزار نفر بودند. باتوجه به وضعیت سوق الجیشی و صعب العبور منطقه نادر تصمیم گرفت از نیرو های بومی استفاده و یاری گیرد . لذا دستور داد از میان افراد محلی ( روستای شامون گشت ) عده ای شجاع ، اهل رزم و آشنا به جغرافیای منطقه را فراخوان و به حضور نادر آوردند و اعلام كردند كه این نیروها را از بین اهل محل گله گیر ( انتخاب )  كرده ایم . این نیروها پیشاپیش سپاه نادر شبانه از بیراهه ها و مخفی گاه ها به  دشمن شبیخون زدند و قلعه اصلی ( نارنج ) كه بعد از تصرف به قلعه نادر نامگذاری شد را تصرف كردند . عده ای از نیروهای عثمانی مستقر در قلعه مذكور كشته ، عده ای اسیر و عده ای هم فرار كردند كه بعدها توسط نیروهای نادر تعقیب ، عده ای دستگیر و عده ای نابود و تدریجاً تمام مناطق اشغالی كشور را از آنها پس گرفتند .

برای پاسداشت این همكاری ، نیروهای محلی را به حضور نادر معرفی كردند . از جمله زبدگان و سران انتخاب شده ( گله گیر  شده های محلی ) كه در این همكاری از خود  شهامت و شجاعت بسیار نشان داده و در راهنمایی لشكریان نادر و تصرف قلعه نقش موثری  داشتند همین سه برادر نامبرده بالا كه رئیس طایفه ملاهای محل و احتمالاً متولی امامزاده هم بودند به حضور نادر معرفی و به پاس این خدمت بنام گله گیر های  نادر مفتخر و ریاست آن منطقه به آنان واگذار گردید .

بعد از فوت نادر و روی كار آمدن كریم خان زند و شروع  نادر زدایی و برخورد و بركناری حكام منصوب نادر ، سه برادر گله گیر بمنظور پرهیز از درگیری و رویارویی با نیروهای خان زند و اذیت و آزار آنان توسط عمال زند ، خود و خانواده همراه احشام و اغنام خویش از شامون گشت به منطقه زیدون كه در آن زمان ملك عشیره بنی كعب عرب بود مهاجرت و در روستای داربهاره ساكن شدند و به سبب تامین و خرید مایحتاج خود از بندر دیلم ، با شیخ و حاكم آنجا یعنی شیخ درواش شریفاوی رئیس عشیره عرب شریفات [خلیفات؟] ساكن در قلعه دیلم آشنا شدند . با این آشنایی و درك شیخ شریفات از مقام و نفوذ این برادران در  منطقه بویر احمد ، از آنان دعوت كرد كه از روستای داربهاره زیدون به دیلم نقل مكان نمایند و در این راستا دو خانه متعلق به خود و برادرش شیخ خاطر ( شیخ روستای بنه  خاطر ) یعنی خانه كنونی حاج موسی و پاسا‍ژ محمود گله گیر را به آنها واگذار كرد .

چنین به نظر می رسد كه شیخ شریفات بخاطر در امان ماندن از دسته جات لر كه در آن زمان روستاهای عرب نشین زیدون و لیراوی را مورد دستبرد و غارت قرار می دادند ، برادران گله گیر را دعوت به سكونت در قلعه دیلم كرد كه نتیجه هم عدم تهاجم  لرهای مهاجم به دیلم شد .

نظر به اینكه برادران گله گیر دامدار و كشاورز بودند و دارای احشام و اغنام ، یكی از آنها بنام ملاعبدالعلی همراه با فرزندان و خانواده و برادرزاده ها روستای كناركوه را تاسیس و در آن ساكن شدند و دو برادر دیگر یعنی ملاعبدالمحمد و ملاعبدالنبی و فرزند بزرگ ملاعبدالعلی یعنی ملاعبدالكریم در قلعه دیلم در خانه های اهدایی شیخ شریفات ماندند .

پس از چندی طایفه دشمن زیاری هم كه از نژاد لر بویراحمدی بودند به روستای كناركوه آمدند و در كنار گله گیر ها سكونت گزیدند .

توضیح اینكه تعدادی از روستاهای لیراوی حومه دیلم آن زمان عرب نشین بودند كه از مهاجرین آنسوی خلیج فارس و عربستان سعودی به این منطقه بودند كه از نام معرب آن ها معلوم است مانند : ( بنه احمد ، بنه اسماعیل ، بنه خاطر ، شیخ زنگی ، بویرات ، لیلتین ، عامری ، مال شهاب ، مال سنان و ..... ) .[؟؟؟]

اینك بحول و قوه الهی شجره نامه را تكمیل و تقدیم طایفه بزرگ و محترم گله گیر می نمایم . باشد كه فرزندان و نسل آینده ما با شناخت هویت و پیشینه تاریخی پرافتخار  خود در ایجاد اتحاد و همبستگی فامیلی و احساس عظمت بیش از پیش در بقاء میراث كهن فرهنگی نژادی خود سعی و كوشش و مباهات نمایند . انشاءاله خداوند به همه فامیل محترم توفیق و سلامتی و سربلندی روزافزون عنایت فرماید .

انشاءاله تاریخ دیلم و لیراوی را كه دایی زاده عزیزم شادروان عبدالحمید صدیقی سال ها زحمت  كشیدند و از منابع تاریخی و اسناد محلی تهیه و در شرف چاپ بود لیكن عمرش وفا نكرد و آن را به اینجانب سپرد كه تكمیل و بمرحله چاپ برسانم بهمین زودی منتشر خواهم نمود .

 

والسلام  -  التماس دعا

حاج محمد خلیل گله گیریان فرزند كوچك فامیل بزرگ


 

فامیل های نسبی گله گیرهای دیلم

Ø     صدیق (حاج علی ملا حسن و فرزندان )

Ø     یزدان پناه ( حاج مجید حاج محد و فرزندان )

Ø     ستارپناهی ( كل عبدالحسین و غلامحسین ملا غلامشاه و فرزندان )

Ø     كناركوهی ( حسین كل حاجی ( بویعقوب ) و فرزندان  ، تات عبدالعلی و فرزندان )

Ø     فرید ( میرفرج و فرزندان )

Ø     روشن روان (زایرعباس اوسا علی و فرزندان )

Ø     چپ كش (مرتضی و كرم كل حسین و فرزندان )

Ø     سینایی (حاج عیسی كل غلامحسین حاج علی بیگ و فرزندان )

Ø     خادمی  ( حاج محمد آخوند ملایوسف و فرزندان )

Ø     خدامی (حاج مصطفی كل نصراله و حاج اسماعیل و فرزندان )

Ø     آردی ( زایر حسین و مبارك )

Ø     پارسا (حاج یحیی آخوند ملایوسف و فرزندان )

Ø     صالح پور (مشهدی علی تاته صالح و فرزندان )

Ø     شاكری ( فرزند شیخ ابول اوسا علی )

Ø     دیلمی ( عبدالحمید كل شیخ حسین )

Ø     تنها ( مجید كنارو و نوره كنارو )






نوع مطلب : نژاد و طایفه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جیمی نت